الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
82
دقائق العلاج ( فارسي )
زردى و بنفشى و سياهى و تيرگى ناگهانى و همچنين زردى همراه با ورم و نيز ناهمآهنگ بودن رنگ و گرمى و سردى اندامها از نشانيهاى بد شمرده مىشوند . [ اختلال حواس ] اختلال حواس ، بخصوص در شنوائى و بينائى از همين قبيل است . و نابسامانى در شنوائى بدتر است و نيز بيزارى از نور و تاريكى چشم ، دليل بر بهمريختگى وضع عقلى بيمار است . اگر در اين هنگام دلپيچه و حالت قى پيدا شود نشانى بدى است . اگر بيمار خيالات ترس - آورى داشته باشد و يا سياهيهاى وحشتانگيزى ببيند دليل بر نزديكى مرگ است . اگر بيمار با دست خود بازى كند مثل اينكه چيزى مىگيرد و يا مگسى را شكار مىكند ( Carphologie ) علامتى است كه جدا بد است بخصوص اگر بيمارى حاد باشد . بهمريختگى ذهنى بيمار اگر با خنده همراه باشد بهتر از آن است كه با اندوه باشد . بهمريختگى عقلى توأم با وقار و سنگينى بيمار نيز كشنده است . اگر بيمار در بيمارى حاد گريه كند و از مرگ بترسد و ناراحت باشد ، باز خبر از نزديكى مرگ اوست . [ درد سر دائمى ] درد سر و دوام آن ، در امراض حاد با ضعف بيمار اگر با ساير علامات بد همراه باشد نيز هشدارى از مرگ او است ، اما اگر علائم ديگر خوب و مريض جوان باشد و در پيشانى و شقيقههاى خود سنگينى حس كند ، نشانى خونريزى از بينى او در روز هفتم است و اگر از آنروز تا بيستم اين حالت پيش نيايد ممكن است از گوش ، يا بينى و يا چشم او موادى خارج شود و يا اينكه از پشت گوش يا حوالى گردن او تاولى سرزند درد سر در آغاز نشان ضعف در روز چهارم يا پنجم و بريدن تب در هفتم است و اگر از روز سوم شروع شود چهبسا دليل ضعف در روز پنجم و بريدن تب در نهم يا يازدهم است و اگر از روز پنجم شروع شود تب در چهاردهم ممكن است ببرد كسى كه مست است اگر بناگهان ساكت شود دليل بروز تشنج و يا مرگ اوست مگر بسخن آيد